قهرمان ميرزا عين السلطنه
1714
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
را هم حاليه بازار كردهاند . گفت بنّاى اين مسجد همان بنّائى است كه مسجد گوهرشاد مشهد را ساخته است . يك چهارطاقى وسط مسجد بود ، رحل بسيار بزرگى در وسط آن . مىگفت كلام الله مجيد كه به خط عثمان بود و امير تيمور از شام آورده بود در روى اين گذاشته قرائت مىكردند و آن قرآن را بعد از ضبط سمرقند به پطرزبورق بردند و الان آنجاست . شاه زنده از آنجا ما را به زيارت قبر قثم « 1 » بن عباس بنى عم پيغمبر برد كه در جنگ اعراب در سمرقند شهيد شده و « شاه زنده » مىگويند . درخت بزرگ كج و چولهاى در جلوى مقبره سبز بود . مىگفت چوب شلاق قثم است به زمين فروكرده و اين درخت سبز شده . برگ و شاخهء درخت شبيه ابريشم بود . قبرستانى هم در جلوى اين مقبره است . روسها باغ منظم قشنگ عمومى ساختهاند . مقابر در دامنهء تپه مشرف به اين باغ واقع است . جمعى صوفى آنجا بودند ، احوالپرسى كردند . خيابان سنگفرش بود . در دو طرف آن مقبرهء اقوام امير تيمور [ ست ] . انتهاى اين مقبره قبر قثم است . قاليهاى بسيار بسيار اعلى در مسجد و مقبره بود . قارى كه همراه بود نشست قرائت سورهاى از قرآن كرد . اوليا و مجابين اينجا رسم است در سر قبر اوليا تيرى كوبيده ، در بالاى آن دم اسبى آويزان مىكنند . اين علامت مقبرهء پير است و اين اولياء بيشتر مجانين هستند و هركس جنون دارد [ او را ] اوليا مىدانند . گفتند در همين مكانى كه الان « پاىقباق » مىگويند مسلمين به نماز جماعت ايستاده بودند كه اهل سمرقند ريخته اغلب آنها را شهيد نمودهاند . در اين شاه زنده قبر عمه و خواهر و اقوام امير بسيار بود كه هركدام مقبرهء عليحده دارند . روسها مواظبت دارند . كاشيهاى اين مقابر بسيار ممتاز بود . درشكه نشسته منزل آمديم . شب را گردش زياد كرده شام را در خدمت عبد الله صرف كرديم . موزيك و رقص داشتند . مىگويند فردا جهود و ارس جنگ دارند . روسها از جهود متنفر [ اند ] و هميشه نزاع دارند . بازار يكشنبه هفتم - هفتهاى دو مرتبه در اين شهر بازار مىشود كه هركس هرچه بخواهد خريده و هركس هرچه دارد براى فروش مىآورد . بازار هرچيز هم جدايگانه هست و
--> ( 1 ) - اصل : قسم ( ا . ا . )